ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

373

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

جايگاه طبيعي آتش بالاتر از همهء اجرام عنصرى است . كيفيّت وجودي آن مقعّر ومانند فلك ماه است . به طور مطلق وزن آن سبك وطبيعت آن داغ وخشك است . فايدهء وجودي آتش در موجودات براي سهولت تركيبات است وجوهر وجودي حيوانات در آن جريان مىيابد وبراي تجزيهء دو عنصر به كار گرفته مىشود وآنها را به عناصر اوّليّه باز مىگرداند . دو عنصرى كه از نظر وزن سنگين‌ترند در ايجاد أعضاء واستوارى آنها مفيدترند ودو عنصر سبك در ايجاد أرواح وبه حركت در آوردن أرواح واعضا مفيد است . پس از اين توضيح ، دانشمندان گفته‌اند مزاج كيفيّتى است كه از فعل وانفعالات اين عناصر چهارگانه پديد مىآيد . هر گاه بعضي از اين عناصر در بعضي ديگر اثر بگذارند صورت بسيط هر كدام به وسيلهء ديگرى شكسته مىشود واز آنها كيفيّت متشابه همهء عناصر پديد مىآيد كه به آن مزاج وقواى أولى گفته مىشود ودر أساس همهء آنها چهار عنصر حرارت . برودت ، رطوبت ويبوست وجود دارد وهمين چهار چيز پديد آورندهء أنواع مزاجها در أجسام موجود فسادپذير مىباشند . خداوند هستى بخش به هر عضوى وحيواني آنچه را كه شايسته‌تر بوده به آن داده است . وبه انسان معتدل‌ترين مزاج ممكن در اين عالم را با قواى مناسبى كه با آن كار انجام دهد وبه وسيلهء آن تأثير بگذارد ويا تأثير بپذيرد بخشيده است وبه هر عضوى از اعضاى انسان آنچه را كه براي انجام كار لازم داشته ، داده است . بنا بر اين بعضي اعضا را گرمتر وبعضي را سردتر وبعضي را مرطوب‌تر وبعضي را خشك‌تر آفريده است . وبه وسيلهء أخلاط كه جسمهاى مرطوب سيّال‌اند اعضا را در كارشان مدد رسانده كه بدون وجود أخلاط محال است كه به اعضا غذا برسد . أخلاط در چهار چيز منحصر است : يكى از خون است كه از ديگر أخلاط